
سائل پشت در بود. فاطمه(س) پوستين گوسفندی به او داد. آن را نخواست.بانو هرچه جستوجو كرد، چيز ارزشمند ديگري نيافت برای احسان، گردنبندش را باز كرد و به مستمند بخشيد.سائل خشنود شد. بهسوي مسجد شتافت و رخداد آن روز را براي نمازگزاران گفت.عمار، پيش پيامبر(ص) نشسته بود. از آن عرب خواست گردنبند را با يك اسب، يك دست لباس و قدري پول عوض كند.عمار، گردنبند را همراه يك غلام به پيامبر(ص) هديه داد. حضرت نيز غلام و گردنبند را به فاطمه(س) بخشيد.غلام، پيش بانو آمد و ماجرا را شرح داد.حضرت صديقه(س) گردنبند را كه يا...
ادامه مطلب