وبلاگ شهید امین امانی

متن مرتبط با «پای» در سایت وبلاگ شهید امین امانی نوشته شده است

پای گنجشک

  • نیلوبلاگ

    پای گنجشک این هم یک داستانی برگرفته از یک سرگذشت واقعی و بسیار شگفت و آموزنده است. راننده کامیون که در بین سرما ، یک پایش یخ زده بود برای معالجه نزد دکتر رفت . دکترگفت : چاره ای نیست باید پایت را قطع کنم . راننده پس از مکثی کوتاه از حرف دکتر خنده اش گرفت . دکتر گفت چرا می خندی؟ راننده گفت: وقتی پنج –شش ساله بودم ، دنبال یک گنجشک دویدم . گنجشک به حفره ای که در دیوار حیاط بود پناه برد . من دستم را داخل حفره کردم و گنجشک را گرفتم . هنگام بیرون آوردن آن ، یک پایش از بدنش جدا شد . در همین موقع مادرم فریاد زد : وای پای بچه ام قطع شد! من که می خندیدم ، گفتم مادر پای من که قطع نشده ، پای این گنجشک بو...

    ادامه مطلب